عذاب شیرین
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:55
گاهی آدم باید خودش را بردارد و ببرد به جایی خارج از این دنیا، به جایی دور از آدم وآبادی جایی بکر و دست نخورده که دست هیچ بشری به او نرسد! روبه روی دلش بنشیند و اعتراف بگیرد باید سرسخت تر از همیشه مجاب
درگیر من تا آخر عمر
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:55
تا آخر عمر درگیر من خواهی بود... و تظاهر می کنی که نیستی...مقایسه تو را از پا درخواهد آورد...من می دانم به کجای قلبت شلیک کردهام...تو دیگر خوب نخواهی شد!
از دور میخواهمت
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:55
«از دور دوست داشتنَت» مثل احساس کودکیست که دنیایش را هرروز پشت ویترینِ مغازه ای میبیند اما هرچه پایش را بر زمین بکوبد وُسعش به خریدِ آن نخواهد رسید...
بلاتکلیف
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
گاهی آدم میماندبین بودن یا نبودن...به رفتن که فکر میکنی اتفاقی میفتد که منصرف میشویمیخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگار باید برویو این بلاتکلیف,ی خودش کلی جهنم است...* این دقیقا شرایطی بود که من داشتم دوس داشتم بمونم ولی رفتاری میدیدم که انگار میرفتم بهتر بود*
عالیجناب عشق
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
عشق چشم بسته دلو بهت دادم با پای خودم به دامت افتادم دیگه چی میخوای از جونه یه آدمعشق تو این قهر و آشتیای یه ریزی بهم میزنی هی مگه مریضی با این همه باز چه عزیزیعشق بوسه ای وسط پیشونی یه زخمی که تا همی
گاو نباشیم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
نه اینکه دوستت نداشته باشم... اما رد شدن از جاده ای که صدبار در آن تصادف کرده ای ، کار گاوهاست...
سنگ تمام
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
پاییز استاد دلتنگیست؛از خاطرات اویی که رفته،برای اویی که مانده سنگ تمام میگذارد...
مشکل...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
مشکل از جایی شروع شد که یک مشت آدمِ اشتباه ؛ با هم به زیرِ سقف هایی رفتند ، که قرار بود میزبانِ آدم های درست باشد ...مشکل از جایی شروع شد ؛ که دو نفرهایی با هم جفت شدند ؛ که هرکدام یا دلشان جایِ دیگری بود ، یا دنیاهایشان با هم فرق داشت ...دونفری که حتی سرِ سوزنی یکدیگر را نمی فهمیدند !مشکل از جایی ش...
غریب
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
نگو از عشق؛ که باور ندارم ●♪♫هرچی درده به خاطر میارم! ●♪♫قصه های تلخ عاشقیم؛ از گذشتم به یادم میارم… ●♪♫من غریبِ بی نوایم! ●♪♫من یه سازِ بی صدایم… ●♪♫من شکست خورده ی عشقم، همچو دردِ بی دوایم ●♪♫نگو از عشق دیگه نمیخونم ●♪نخواه از من، آخه نمیتونم… ●♪♫دلِ شکستم؛ دست به دلم نذار ●♪♫نشه جاری اشکای پنهونم...
همین حالا
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
عطر نفسهای یار می آید
پیش به سوی آرامش
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
علاقه ای به پرورش گل نداشتمیه مدتیه چند تا گل کاشتم و ازشون مراقبت میکنم یه جورایی بهم آرامش میدن...چند وقته تصمیم گرفتم صبحا برم پیاده روی ولی هر بار پشت گوش میندازم. حس میکنم وزنم زیادی بالا رفته از بس تو خونه نشستم...اگه خدا بخواد از شنبه شروع میکنم
کاش یکی دوست داشتن را یادت میداد...
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
انتخابَم که کرد،انتخابش که کردم نزدیک تر که شدیم شده بود آدمِ خود خواهِ رابطه؛ آدمی که من را فقط برای خودش میخواست، حسادت آنقدر به جانش افتاده بود که هر روز محدودَم میکرد محدودَم میکرد و چیزی نمیگفتم،
حس خوب
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
امشب حس خوبی دارم... حس سبکی...مثل قاصدکی که در باد میرقصه...و خوشحالم...به خاطر همین حس ناب دوس ندارم بخوابم...
۲۳ فروردین
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
23 فروردین طعم اولین هم آغوشی با تو را حتی در بهشت هم نمیتوانم تجربه کنم … زمین به کنار …(تو در مورد ۲۳ فرودین چیزی بنویس)
شعور
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
آیا؟؟
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
وقتی رابطه تَمام میشود بزرگترین دردِ آدمی این است که درگیر میشود؛آیا آن طرف هم در تمامِ این روزها، ماهها، سالها به آن روزهایِ خوب فکر میکند؟آیا او هم در حجمِ وسیعِ خاطرات غرق میشود؟آیا او هم آهنگها
ممنونم بابت فال عزیزم
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
1.غصه ی بزرگی در وجودت هست2.یک مرد مسن ناراحتت میکند3.مردی میانسال و مهربان در زندگیت تاثیر میگذارد4.آدم حسود و دورویی در زندگی ات هست5.راهی را با غصه و ناراحتی میروی6.حل شدن مشکلات جسمی و روحی
تلخ هرگز
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
دربعضی طوفانهای زندگی،کم کم یاد میگیری که:نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت.متوجه میشوی, بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد،متوجه میشوی روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد،میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت،و این اصلاً تلخ نیست،شکست نیست،آگاه شدن نام دارد.ممکن است در حین آگاه ...
آخرین حرف
-
تاریخ: 1398/2/12 ساعت: 0:36
تمام روزا و شبا برام سخت میگذشت ولی الان که به اینجا رسیدم میبینم ارزش سختی کشیدنو داشت...شاید اگر کنارت بودم هیچ وقت به این نتیجه نمیرسیدم...انقد دروغ تو گوشم میخوندی که نمیتونستم واقعیتا رو ببینم...
معنای معجزه
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:43
فکرش را بکن...اوایل بهار باشد وتمام شهرگل به سر باشد وتو همبی خبر...یک هو...از راه بیایی...! معجزهمعنای دیگری هممگر دارد...؟!