اگه بودی اینطوری نمیشد بابا
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:43
بابا امروز از خونه ت بیرونم کردنمن بازم برمیگردم اونجاولی اینبار که رفتم همه رو از اونجا بیرون میکنممن تو این دنیا فقط تو رو داشتم حالا که نیستی بود و نبود بقیه فرقی به حالم نمیکنه
فقط چشم امیدم به کمک خداست
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:43
بهار که همیشه.به نو شدنو زنده شدن زمین نیست!گاهی به سبزی دلی ستکه از بی محبتی روزگار یخ بسته است،به خندان لبی ست که از ناملایمت دنیا بسته شده است؛به گرفتن دستی ست قسمتِ نامرد زمین گیرش کرده است...کاش
آرامش خانه ی پدر را میخواهم
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:43
خسته شدم از آدمایی که وقتی باهاشون درد و دل میکنی میگن خدا بزرگه یا شروع میکنن به نصیحتیکیو میخوام پای حرفام بشینه هی من حرف بزنم هی اون گوش بده فقط گوش بده و گوش بدهمن که سبک شدم یه لبخند تحویلم بده و بگه آروم شدی؟؟؟توقع زیادی نیست بخدا...کاش امشب بابا به خوابممیومدکاش حداقل اون میگفت من باید چیکار...
کاش میشد...
-
تاریخ: 1398/1/2 ساعت: 22:07
کاش میشد برگردم به چند سال قبل ، یکی از همان شب های عید ، که تمامِ فامیل ، خانه ی مادربزرگم جمع بودیم . برگردم به یکی از آن شب ها که اتاقِ کوچکِ مادربزرگ گنجایشِ شیطنت های کودکانه ی ما را نداشت ، بزرگ
چهارشنبه سوری
-
تاریخ: 1398/1/2 ساعت: 22:07
امشب شب چهارشنبه سوریه...بهترین چهارشنبه سوری سالی بود که تو اینجا بودی بابا... همه دور و برم بودید...بابایی امسال تنهام هنوز از خونه بیرون نزدم... دو دلم اصلا برم یا نه...از پنجره تو کوچه رو نگاه کردم شلوغ بودهمسایه ها آتیش روشن کردن و دور هم جمع شدنحوصله ی شلوغیو ندارم...شاید زدم بیرون،شایدم امسال...
00:00
-
تاریخ: 1398/1/2 ساعت: 22:07
روزت مبارک عشقم
آخرین شب سال
-
تاریخ: 1398/1/2 ساعت: 22:07
آخرین شب "سال" است!و من به اندازه ی تمام دقیقه های این سال دلم برایت تنگ شده است !و ای کاش فردا بیایی و کمی مرا "تحویل" بگیری!و اگر نیایی باز هم سال دیگری شروع میشودو من باز هم همان آدم تنهایی میشومکه سال پیش بودم ...
تحویل سال
-
تاریخ: 1398/1/2 ساعت: 22:07
کاش وقتی که سال تحویل می شودتو را هم به من تحویل دهندتا پایانی باشد برای یک سال تمام بی قراری هایمتا فراموش کنماین سال لعنتی چگونه بر من گذشت و چه به روزگار جوانی ام آوردکاش این هوای زمستانی دلم که بع
نو کردن دل
-
تاریخ: 1398/1/2 ساعت: 22:07
ثانیه هایِ آخرِ سال است ...میان دغدغه هایِ رنگارنگتان ،بعد از این نو شدن ها ، تکاندن ها ، دور ریختن ها و شستن ها ؛این ثانیه هایِ آخر را برایِ دلتان خرج کنید ...بتکانید ؛ غبارِ غم و اندوه رابشویید ؛ زنگارِ بغض و کینه رادور بریزید تمامِ انرژی هایِ منفی رابا دلتان تجدیدِ بیعت کنید !باور کنید هیچ نوشدنی...
سال نو مبارک
-
تاریخ: 1398/1/2 ساعت: 22:07
"تحويل "بگير؛سالى كه نو ميشود و تويى كه از نو نيستى!شبيه تُنگِ پر از آبى كه عيد نشده ماهىِ قرمزش ميميرد!شبيه سبزه اى كه درست شب بيستُ نهم سرما ميزند!سيبى كه كال چيده اند و ...مي دانى؛"نداشتنت "همان بغضى ست كه تا مى خوانند ميشكند!
داغ دلم روز به روز تازه تر میشود
-
تاریخ: 1398/1/2 ساعت: 22:07
دوباره عید شدفصل رفت و آمدبا داغ آنکه رفت و نیامد چه کنم؟!
قوی باش
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 7:47
خودت را آماده کن ؛برایِ روزهایی که جز خودت ،کسی را نخواهی داشت .آنقدر قوی باش که اگر بی هوا زیرِ پایت را خالی کردند ، زمین نخوری !به امیدِ هیچ کس نباش ! اینجا کسی حواسش به تو نیست !خودت هوایِ خودت را داشته باش .جایی که آدم ها برایِ منفعتشانهر کاری می کنند ؛همین که زمینت نزنند ، برده ای !
عشق یعنی...
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 7:47
و گاهی عشقیعنی رفتن از کنارِ آدمی کهدوستش داریوقتی که میدانینبودنت به نفع اوست ...!
فراموش میشویم
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 7:47
u200fو ما فراموش میشویم ،مثلِ تمام زمستانهایی که برف نبارید ..
آدمها تغییر میکنن
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 7:47
u200fآدمها رو با گذشتشون قضاوت نکنید؛آدمها ، یاد میگیرن ،تغییر میکنن ، یه جا نمی ایستن ،ترقی میکنن همون آدم قبل نیستن ...
ساعت شنی
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 7:47
آدمها ساعت شنی نیستند که سر وتهشانکنیم دوباره از اول شروع شوند.آدمها گاهی تمام می شوند، مواظب دل آدمها باشیم...
اسیر خیال
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 7:47
گاهی آنقدر عاشقی، که تمام زندگی ات میشود فکر کردن به کسی که دوستش داری؛ طوری اسیرخیال میشوی که وقتی به خودت می آیی می بینی خیالش از خودش عزیزتر است! آنقدر که لحظه ای نمیتوانی ازیادش غافل شوی لحظه هایی
بهار
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 7:47
دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که میرسد از راه؟؟؟
غریب ترین زن
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 7:47
من غریبترین زن را میشناسم از سپیدهی صبح تا سیاهی شب چندین بار فرو میریزد، ولی حاضر نیست بعضی نبودنها روبا بعضی بودنها پر کند ...!
جا نخواهم زد
-
تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:03
جا نخواهم زد !دردهایم را در آغوش خواهم کشید ومصمم تر از همیشه ،ادامه خواهم داد ... من به لطفِ دردهایم ،هر روز قوی تر می شوم ،نه جا می زنم ،نه کم می آورم ،می ایستم و ادامه می دهم ...دوام می آورم و موفق می شوم ...